تبليغاتX


تنها سامانه اینترنتی ارسال پیامک اس ام اس با حق عضویت و ثبت نام رایگان SMS گهر
تبلیغ اول لاین دوم
تبلیغات بالای سایت

نقد مقاله سایت اهل سنت

موضوع مقاله: ازدواج عمر و ام کلثوم

نویسنده: برادر اهل سنت محمد باقر سجودی

منتقد: مدیریت سایت گفتگوی آرام میان شیعه و سنی

((سلسه نقد مقالات سایت اسلام تکست))

مقاله:۳

قسمت ج


———————————

متن مقاله برادر اهل سنت:

ای دوستان شیعه ما

برای چه اینهمه بهانه میارید؟ قدر مسلم این است که ام کلثوم با عمر بن خطاب عروسی نموده است،

این حرف همه رجال شناسان و همه کتابهای تاریخی است و همه یک زبان و یکصدا این را میگویند .

شما هرکتابی از کتاب های ما را باز کنید (که در آن کتاب شرح حال ام کلثوم دختر علی یا شرح حال عمر بن خطاب نوشته شده باشد )لاجرم این را هم نوشته اند که آندو همسر یکدیگر بودند.

اما اینکه شوهرهای بعدی ام کلثوم دقیقا مشخص نشده اند، برای این بوده که آنها چون امیرمومنین عمر مشهور نبوده اند تا همگان از زندگی آنها ،دقیقا با خبر باشند.

حالا که بر شما ثابت شد همه رجال شناسان ما بر این عروسی مهر صحه گذاشته اند، و همانطور که در اول مقاله هم نوشتم در کتب شیعه نیز این عروسی را قبول دارند، پس انکار واضحات، عیب و زشت است.

و وقتی عروسی عمر و دختر علی را قبول کردید ، پس باور نکنید داستانهای دروغینی را که آخوندها، پیرامون حضرت عمر و زدن فاطمه ساخته اند.

 محمد باقر سجودی

——————————–

پاسخ مدیر سایت:

اولا: دوست گرامی ما دو فرضیه داریم.

الف: ازدواجی اصلا صورت نگرفته است.

ب: ازدواج صورت گرفته است ولی از سر اجبار بوده است.

که الحمدلله خودتان هم به آن اشاره کردید که در کافی روایت هست.

خب هر کدام را که بپذیرید فضیلتی برای جناب عمر نیست. و حتی اگر تهدید را بپذیرید به جای اینکه منقبتی برای جناب عمر بن خطاب باشد برعکس می شود.

ثانیا: جنابعالی فرمودید: ((پس باور نکنید داستانهای دروغینی را که آخوندها، پیرامون حضرت عمر و زدن فاطمه ساخته اند.))

میشه بگویید چگونه چنین برداشتی کردید؟

اولا:  اگر فرضیه انجام گرفتن ازدواج را قبول کنیم. در این روایت هست که عمر بن خطاب تهدید کرد و با تهدید کردن توانست ازدواج کند.

ثانیا: ببخشید یا شما اصلا کتب خودتون رو مطالعه نکردید یا اصلا متوجه مطلب نشده اید. دوست گرامی در بحث شهادت فاطمه بنت محمد شیعه از کتب و روایات اهل سنت استفاده می نماید برای اثبات بحث شهادت.

در انتها یک نصیحت:

جناب سجودی عزیز شما مقاله می نویسید. در حالی که اصل موضوع را اشتباه متوجه شده اید.

خودتان می گویید عمر بن خطاب تهدید کرد. ولی باز هم این مطلب را فضیلتی برای عمر بن خطاب میدانید.

چگونه چنین چیزی امکان دارد؟

منتظر جواب جناب سجودی هستم.

(( حقیقت را بهر دوری ظهوری است))

مصطفی جوادی نسب

۱۵/۱۲/۸۸

*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
تبلیغات شما : بازدیدروزانه
*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
لینک ثابت
تبلیغات بالای سایت

نقد مقاله سایت اهل سنت

موضوع مقاله: ازدواج عمر و ام کلثوم

نویسنده: برادر اهل سنت محمد باقر سجودی

منتقد: مدیریت سایت گفتگوی آرام میان شیعه و سنی

((سلسه نقد مقالات سایت اسلام تکست))

مقاله:۳

قسمت ب


پاسخ مدیر سایت:

اولا: دوست عزیز بابت اینکه شما روایات شیعه رو قبول ندارید من متن کلام جناب طبری مورخ بزرگ اهل سنت رو براتون بیان میکنم.

طبری در تاریخ خویش زمانی که از زنان جناب عمر می نویسد چنین می نویسد:

(مداینی گوید: ام کلثوم دختر ابوبکر را نیز به زنی خواست که صغیر بود و درباره وی کس پیش عایشه فرستاد که با ام کلثوم گفت : (اختیار با تو است)

گفت: مرا با او کاری نیست

گفت: امیر مومنان را نمی خواهی؟

گفت: نه، معاشش ساده است و با زنان سختگیر است.

عایشه کس از پی عمرو بن عاص فرستاد و قصه را با وی گفت.

گفت: درست می کنم

آنگاه پیش عمر رفت و گفت: ای امیر مومنان خبری شنیده ام که خدا نکند.

عمر گفت: چیست؟

گفت: ام کلثوم دختر ابوبکر را به زنی خواسته ای؟

گفت: بله، مرا برای او نمی پسندی، یا او را برای من نمی پسندی؟

گفت: هیچکدام ولی او نو سال است و در سایه امیر مومنان با ملایمت و مدارا بزرگ شده و تو تندخویی و ما از تو میترسیم و نمی توانیم هیچیک از خوی های تو را بگردانیم، وقتی او با تو درباره چیزی مخالفت کند با وی سختی کنی و با فرزند ابوبکر رفتاری کنی که حق تو نیست.

گفت: عایشه چه می شود من با او سخن گفته ام.

گفت: عایشه با من، و بهتر از او به تو نشان می دهم: ام کلثوم دختر علی بن ابیطالب که به وسیله او با پیمبر خدا خویشاوند شوی.

اما در ادامه ام کلثوم بنت علی را جزو زنان عمر نمی شمارد و این بحث را با کلام مداینی تمام می نماید.

مداینی گوید: ام امان دختر عتبه بن ربیعه را نیز به زنی خواست که او را نپسندید و گفت: درش را می بندد، خیرش به کسی نمی رسد و عبوس می آید و عبوس می رود.

و نامی از ام کلثوم بنت علی به عنوان همسر عمر در این بحث دیده نمی شود.

منابع:

تاریح طبری ج۲ ص۵۶۴-دارالکتب العلمیه

تاریخ طبری ج۵ ص۲۵۳۴-انتشارات بنیاد فرهنگ ایران

ثانیا: جنابعالی جوری می گویید که اگر کسی تا به امروز این مباحث را مطالعه نکرده باشد فکر میکند تنها کتاب اغانی این مطلب را بیان کرده است. بنده چون شما یه کم روشن بشید چند تا سند از اهل سنت ذکر میکنم که انشالله مفید باشد براتون.

شرح نهج البلاغة – ابن أبی الحدید – ج ۱۲ – ص ۲۲۱

 أن عمر خطب أم کلثوم بنت أبی بکر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۳ – ص ۶۲۶

أن عمر خطب أم کلثوم بنت أبی بکر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۲۵ – ص ۹۶

أن عمر خطب أم کلثوم بنت أبی بکر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

شرح نهج البلاغة|ابن أبی الحدید|۱۲|۶۵۶|مصادر حدیث سنى – عام|محمد أبو الفضل إبراهیم||||مؤسسة إسماعیلیان للطباعة والنشر والتوزیع||

کنز العمال|المتقی الهندی|۱۳|۹۷۵|مصادر حدیث سنى – عام|ضبط وتفسیر : الشیخ بکری حیانی / تصحیح وفهرسة : الشیخ صفوة السقا||۱۴۰۹ – ۱۹۸۹ م||مؤسسة الرسالة – بیروت – لبنان||

تاریخ مدینة دمشق|ابن عساکر|۲۵|۵۷۱|مهمترین مصادر رجال سنى|علی شیری||۱۴۱۵|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع – بیروت – لبنان|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع – بیروت – لبنان||

ثالثا: چه کسی آبروی شیعه و علی بن ابیطالب را برده است؟

شیعه یا روایات اهل سنت؟

دوست گرامی آیا تا به امروز روایات کتب خویش در این مورد را خوانده اید؟

بنده برای نمونه به روایتی اشاره میکنم.

از ابی عمر مقدسی:

عمر از علی دخترش ام کلثوم را خواستگاری کرد. علی سن کم او را یادآور شد. به عمر گفتند: او تو را رد کرد. عمر خواسته اش را دوباره بر زبان آورد. علی به او گفت: او را سویت می فرستم. اگر پسندیدی زنت باشد. آنگاه ام کلثوم را پیش عمر فرستاد. عمر جامه را از ساق پایش بالا زد و آن را نمایان کرد.

ام کلثوم گفت: دست بردار. اگر امیرالمومنین نبودی با مشت به چشمت میزدم.

((الاصابه ج۸ص۶۴۵))

حال یک سوال؟

آیا این توهین به علی بن ابیطالب نیست؟

دو صورت دارد؟

الف: توهین هست. پس باید کسی که چنین روایت مطرودی را بیان میکند مواخذه شود.

ب: توهین نیست. خب اهل سنت می گویند عدالت صحابه درسته؟

اهل سنت می گویند پیامبر فرمود: (( یاران من مانند ستارگان هستند به هر کدام اقتدا کنید هدایت خواهید شد.))

من میخوام به عمر بن خطاب اقتدا کنم. دوستان اهل سنت دخترشون رو بفرستند نزد بنده میخواهم به عمر بن خطاب اقتدا کنم.

حرف بدی زدم؟

اگر حرف بدی هست چرا برای این داستان بد نیست. ولی برای شما بده؟

رابعا: در مورد ازدواج عمر با ام کلثوم دختر جرول

برخی از مورخان مادر زید بن عمربن خطاب را امّ‏کلثوم دختر جرول دانسته‏اند، لذا ممکن است تشابه اسمی باعث شده باشد که آن را به دختر امیرالمؤمنین(ع) نسبت دهند.
طبری می‏گوید: مادرِ زید اصغر و عبیدالله که در جنگ صفین همراه معاویه کشته شدند، امّ‏کلثوم دختر جرول بوده است که اسلام بین او و عمر جدایی انداخت.»

((تاریخ طبری، ج ۳، ص ۲۶۹؛

 کامل ابن اثیر، ج ۳، ص ۲۸٫))
اغلب مورخان موضوع ازدواج امّ‏کلثوم، دختر جرول را با عمر بن خطاب در جاهلیّت نقل کرده‏اند.

((الاعصابة، ج ۴، ص ۴۹۱؛

صفة الصفوة، ص ۱۱۶

 تاریخ المدینة المنورة، ج ۲، ص ۶۵۹٫))

خب دوست گرامی روشن شد.

سندهایی که ذکر کردیم از کتب اهل سنت هست و ربطی به منابع شیعه ندارد.

—————————————

متن مقاله برادر اهل سنت:

شیعه ادامه میدهد:

خامساً: حقایق تاریخى، دروغ بودن این جریان را به اثبات مى رساند آنجا که مى گویند پس از رحلت عمر محمد بن جعفر و پس از مرگ او برادرش عون بن جعفر با او ازدواج کرد. در حالیکه: خود همان تاریخ تصریح دارد که این دو برادر در جنگ تستر ـ که در زمان عمربود ،کشته شدند

استیعاب ۳: ۴۲۳ و ۳۱۵، تاریخ طبرى ۴: ۲۱۳ ـ الکامل فی التاریخ ۲: ۵۴۶٫

سادساً: مدعى هستند پس از این دو برادر عبدالله بن جعفر، ـ برادر سوم ـ با او ازدواج کرد. در حالیکه او با زینب ازدواج کرده بود ـ و او را داشت ـ آیا او جمع بین الاختین کرده است؟

الطبقات الکبرى ۸: ۴۶۲٫

پاسخ اهل سنت

واقدی نوشته که محمد بن عون در تستر شهید شده اما جالب اینکه او هم منکر عروسی عمر و ام کلثوم نیست، بلکه به این عروسی اشاره دارد .

اما دیگران این را نمیگویند گفته شده که محمد بن عون تا بعد صفین زنده بوده و دارقطنی مینویسد محمد بن جعفر در جنگ صفین در رکاب علی میجنگیده و در همان جنگ کشته شده است.

مرزبانی درمعجم شعرا عقیده دارد که او بعد از صفین هم زنده بوده است.

آنچه که ثابت است این است که ام کلثوم بعد از وفات حضرت عمر با فرزندان جعفر بن ابی طالب عروسی کرده است ولی دقیقا معلوم نیست که با دوتای آنها عروسی کرده یا باهر سه آنها.

احتمال بیشتر این است که پس از وفات حضرت عمر، همسر عون بن جعفر شده پس از وفات عون، برادرش محمد او را بزنی گرفته و سال های آخر عمرش، همسر برادر بزرگتر آندو یعنی عبدالله بن جعفر بوده است.

و اینکه شیعه میگوید عبدالله شوهر زینب بن علی بوده، پس نمیتوانسته شوهر خواهر زینب ،یعنی ام کلثوم هم باشد, آسانی قابل جواب است:

عبدالله ابن عمر ،بعد از وفات زینب با ام کلثوم عروسی نموده و این نوع جمع کردن بین دو خواهر ،در اسلام این جایز است

———————————

پاسخ مدیر سایت:

دوست عزیز و گرامی چون شما اصلا کتب شیعه رو قبول ندارید از همین رو بنده چند تا سند از کتب اهل سنت براتون میدم که نویسنده هاش جزو بزرگان علمای اهل سنت هستند:

الاستیعاب – ابن عبد البر – ج ۳ – ص ۱۲۴۷

استشهد عون بن جعفر وأخوه محمد بن جعفر بتستر ولا عقب له

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

الإصابة – ابن حجر – ج ۴ – ص ۶۱۹

 استشهد عون بن جعفر فی تستر وذلک فی خلافة عمر وما له عقب

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

أسد الغابة – ابن الأثیر – ج ۴ – ص ۱۵۷

استشهد بتستر ولا عقب

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ الإسلام – الذهبی – ج ۳ – ص ۳۵۵

 إنه استشهد بتستر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

سبل الهدى والرشاد – الصالحی الشامی – ج ۱۱ – ص ۱۰۶

 وأما عون فاستشهد بتستر لا عقب له أیضا .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

الاستیعاب|ابن عبد البر|۳|۴۶۳|مصادر حدیث سنى – عام|علی محمد البجاوی|الأولى|۱۴۱۲|بیروت – دار الجیل|دار الجیل||

الإصابة|ابن حجر|۴|۸۵۲|مهمترین مصادر رجال سنى|الشیخ عادل أحمد عبد الموجود ، الشیخ علی محمد معوض|الأولى|۱۴۱۵||دار الکتب العلمیة . بیروت||

أسد الغابة|ابن الأثیر|۴|۶۳۰|مهمترین مصادر رجال سنى|||||دار الکتاب العربی – بیروت – لبنان||انتشارات إسماعیلیان – طهران

تاریخ الإسلام|الذهبی|۳|۷۴۸|مصادر تاریخ|د. عمر عبد السلام تدمرى|الأولى|۱۴۰۷ – ۱۹۸۷م|لبنان/ بیروت – دار الکتاب العربی|دار الکتاب العربی||

سبل الهدى والرشاد|الصالحی الشامی|۱۱|۹۴۲|مصادر سیره پیامبر وائمه|تحقیق وتعلیق : الشیخ عادل أحمد عبد الموجود ، الشیخ علی محمد معوض|الأولى|۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م||دار الکتب العلمیة – بیروت – لبنان||

پس اجازه هست بنده بگویم که علمای خودتان می گویند که این دو برادر در تستر شهید شده اند؟

دوست گرامی جمهور علمای شما مولد شهادت این دو برادر را جنگ تستر خوانده اند.

نکته جالب اینکه علمای خودتان فرموده اند: که زینب یا سال ۶۲ زنده بوده است و این در حالی است که می گویند ام کلثوم سال ۵۰ از دنیا رفته است:

وفات او را حدود سال پنجاه هجری دانسته‌اند.

الوافی بالوفیات(۲۴ج)، ج۲۴، ص۲۷۲؛ تحقیق احمد الارناؤت ـ ترکی مصطفی, داراحیاء التراث العربی, بیروت, ۱۴۲۰ق، ۲۰۰۰م,

العبر، ج۵، ص۳۶۹

خب حالا شما بگویید این همه تناقض چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
تبلیغات شما : بازدیدروزانه
*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
لینک ثابت
تبلیغات بالای سایت

 نقد مقاله سایت اهل سنت

موضوع مقاله: ازدواج عمر و ام کلثوم

نویسنده: برادر اهل سنت محمد باقر سجودی

منتقد: مدیریت سایت گفتگوی آرام میان شیعه و سنی

((سلسه نقد مقالات سایت اسلام تکست))

مقاله:۳

قسمت الف


———————————

کلام نویسنده اهل سنت( محمد باقر سجودی):

وقتی که هنوز شیعه بودم ،یکبار کتاب اصول کافی ( مهم ترین کتاب شیعه) را مطالعه کردم، در فصلی از این کتاب، به احادیثی رسیدم که از عروسی حضرت عمر و دختر حضرت علی سخن میگفت. هنوز هم بعد از گذشت سالهای دراز ،یک حدیث از آن کتاب را به خاطر دارم :

پرسنده ای از امام صادق پرسید آیا عروسی ام کلثوم با عمر راست است؟ امام جواب داد بله این فرجی ( آلت تناسلیی!!! )بود از ما غصب شده ( یا دزدیده شده است ) اما شیعه امروزی حرف عجیبی میزند، میگوید داستان این عروسی دروغ است.

میدانیم که شیعه همه اصول کافی را قبول ندارد، ولی شیعه در همان حال مبهم صحبت میکند، یعنی اگر این روایت را قبول ندارد ،پس چرا سخن راویان این روایت را در موضوعات دیگر قبول دارد؟!!

پس چرا هرگز حاضر نشده اصول کافی تصحیح شده خود را بما نشان دهد تا بدانیم که باید به کدام حدیث آنها استناد کنیم وبه کدام نکنیم ….؟!!

اما آنها هرگز حاضر به صراحت گویی و شفاف سازی نیستند و این خود عیب پاک نشدنی در مذهب شیعه است.

بعد از این مقدمه بیایید ببینیم شیعه به چه دلایلی این حقیقت تاریخی ( عروسی دختر علی با عمر رضی الله عنهما) فرار میکند ؟

——————————–

پاسخ مدیر سایت به محمد باقر سجودی:

دوست عزیز و گرامی مطلبی که فرمودید را بنده بیان می نمایم:

از برخی روایات استفاده می‏شود که خواستگاری با تهدید و ارعاب بوده است.

کلینی از امام صادق(ع) در مورد ازدواج امّ‏کلثوم نقل می‏کند که حضرت فرمود: «وی زنی از زنان ما بود که غاصبانه به ازدواج دیگری درآمد… .»

((کافی، ج ۵، ص ۴۳۶٫))

شیخ مفید(ره) می‏فرماید: «امیرالمؤمنین(ع) به دلیل تهدید عمر و در امان نبودن جان خود و شیعیانش، از روی ضرورت، و ناچاری تن به این امر داد و همان‏گونه که در جای خود گفته‏ایم، ضرورت اظهار کلمه کفر را مشروع می‏کند؛ خداوند متعال می‏فرماید: (اِلاّ مَنْ اُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالاْیِمانِ.)

((مسائل سرویه، ص ۹۲))

خب دوست گرامی اگر شما این نظریه را قبول کنید هیچ افتخاری برای جناب عمر نیست بلکه جناب عمر باید بازخواست شود. البته جناب عمر بن خطاب سابقه داشته اند که به زور ازدواج کنند. داستان ازدواج با عاتکه را خوانده اید؟

«عاتکه» بنت زید، همسر عبدالله بن ابى بکر بود. «عبدالله» به او مال فراوانى بخشید که پس از وى ازدواج نکند; او نیز پذیرفت. پس از مرگ عبدالله مردانى به خواستگارى آن زن آمدند، ولى وى بر سر پیمانش بود و به آنها جواب منفى داد. خلیفه دوم به ولىّ آن زن گفت: او را براى من خواستگارى کن. عاتکه، خلیفه را نیز جواب ردّ داد. این بار عمر به ولىّ آن زن فرمان داد که او را به ازدواج من درآور (فقال عمر: زوّجنیها!) او نیز به دستور عمر عمل کرد… .

عمر بر آن زن وارد شد (و چون زن میلى به او نداشت، از اجابت دعوتش امتناع مى کرد، لذا) با آن زن درگیر شد، تا بر او غلبه کرد و با او همبستر شد. (فأتاها عمر فدخل علیها فعارکها حتّى غلبها على نفسها فنکحها).

خلیفه دوم پس از پایان کار، گفت: «اُفّ، اُفّ، اُفّ; اُف، اُف، اُف». (با این کلمات) از آن زن ابراز انزجار کرد و سپس از آنجا خارج شد و به نزد او نیامد; تا آنکه خدمتکار آن زن، براى عمر پیام فرستاد که بیا، من او را براى تو آماده مى کنم.

متن روایات:

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۳ – ص ۶۳۳

عن علی بن یزید أن عاتکة بنت زید کانت تحت عبد الله بن أبی بکر فمات عنها واشترط علیها ألا تزوج بعده ، فتبتلت وجعت لا تزوج ، وجعل الرجال یخطبونها وجعلت تأبى ، فقال عمر لولیها : اذکرنی لها ، فذکره لها فأبت على عمر أیضا ، فقال عمر : زوجنیها : فزوجه إیاها ، فأتاها عمر فدخل علیها فعارکها حتى غلبها على نفسها فنکحها ، فلم فرغ قال : أف أف أف أفف بها ثم خرج من عندها وترکها لا یأتیها ، فأرسلت إلیه مولاة لها أن نعال فانی سأتهیأ لک

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

الطبقات الکبرى – محمد بن سعد – ج ۸ – ص ۲۶۵

 أخبرنا علی بن زید أن عاتکة بنت زید کانت تحت عبد الله بن أبی بکر فمات عنها واشترط علیها أن لا تزوج بعده فتبتلت وجعلت لا تزوج وجعل الرجال یخطبونها وجعلت تأبى فقال عمر لولیها اذکرنی لها فذکره لها فأبت عمر أیضا فقال عمر زوجنیها فزوجه إیاها فأتاها عمر فدخل علیها فعارکها حتى غلبها على نفسها فنکحها فلما فرغ قال أف أف أف أفف بها ثم خرج من عندها وترکها لا یأتیها فأرسلت إلیه مولاة لها أن تعال فإنی سأتهیأ لک

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

کنز العمال|المتقی الهندی|۱۳|۹۷۵|مصادر حدیث سنى – عام|ضبط وتفسیر : الشیخ بکری حیانی / تصحیح وفهرسة : الشیخ صفوة السقا||۱۴۰۹ – ۱۹۸۹ م||مؤسسة الرسالة – بیروت – لبنان||

الطبقات الکبرى|محمد بن سعد|۸|۲۳۰|مهمترین مصادر رجال سنى||||دار صادر – بیروت|دار صادر – بیروت||

پس ازدواج با تهدید چیز چندان نادری نیست برای جناب عمر.

—————————————————————

متن مقاله برادر اهل سنت:

جواب شیعه:

جریان ازدواج عمربن الخطاب با ام کلثوم دختر حضرت على از اکاذیب و اساطیر است. چون اولا: در هیچ یک از صحاح ستة تفصیل جریان نیامده است

پاسخ اهل سنت:

بفرض که نیامده باشد باز دلیلی برای انکار نیست، زیرا کتب اهل سنت منحصر به ۶ کتاب نیست و نبودن حدیثی در صحاح سته دلیل بر نادرست بودن آن روایت نیست، و همانطور برعکس، بودن حدیثی در ۴ کتاب از آن ۶ کتاب نیز، به تنهایی دلیل کافی برای درست بودن آن حدیث نیست.

اگر قرار میبود که ما کتاب حدیثی غیر از ۶ کتاب را قبول نمیداشتیم، پس چرا اینهمه کتابهای حدیث داریم ؟ پس چرا شما، در بحث ها اشاره به کتاب های دیگر ما میکنید؟

——————————–

پاسخ مدیر سایت

دوست عزیز و گرامی میشه موضع رو مشخص کنید.

موقعی که بحث حدیث غدیر میشه. می گویید یکی از دلایلی که این حدیث واقعیت ندارد این می باشد که در صحیحین نیست. و هر چه به شما می گویند این مطلب در دیگر کتب اهل سنت هست می گویید صحیحین بالاتر هستند. ولی چرا حالا می گویید که دلیل نیست.

یا رومی روم یا زنگی زنگ

————————————

متن مقاله برادر اهل سنت:

شیعه میگوید:

ثانیاً: به گفته بعضى از محققان اسلامى. حضرت على دخترى به نام ام کلثوم نداشته بلکه این کنیه حضرت زینب بوده است. و ایشان هم با عبدالله بن جعفر ازدواج کرده بود  حیاة فاطمة الزهراء: ۲۱۹ (باقر شریف قرشى رافضى) ـ و علل الشرائع ج۱: ۱۸۶ باب ۱۴۹ ج ۲

پاسخ اهل سنت

کتابهای شیعه برای ما ارزشی ندارد، زیرا علمای شما از دروغگوترین مردمان، در طول تاریخ بوده و هستند. عروسی عبدالله بن جعفر با زینب درست است، اما زینب وفات یافت و بعد از آن عبدالله با ام کلثوم عروسی کرد

—————————————

پاسخ مدیر سایت:

دوست عزیز و گرامی میشه برای بنده بگویید زمان وفات زینب بنت علی کی هست؟

تاریخ وفات زینب:

الف:۶۲

ب:۶۵

تاریخ وفات ام کلثوم:

وفات او را حدود سال پنجاه هجری دانسته‌اند.

الصفدی, صلاح‌الدین، الوافی بالوفیات(۲۴ج)، تحقیق احمد الارناؤت ـ ترکی مصطفی, داراحیاء التراث العربی, بیروت, ۱۴۲۰ق، ۲۰۰۰م, ج۲۴، ص۲۷۲؛ ابن‌خلدون

الوافی بالوفیات(۲۴ج)، ج۲۴، ص۲۷۲؛ تحقیق احمد الارناؤت ـ ترکی مصطفی, داراحیاء التراث العربی, بیروت, ۱۴۲۰ق، ۲۰۰۰م, العبر، ج۵، ص۳۶۹

بنده فقط با سندهای اهل سنت با شما گفتگو میکنم که انشالله مفید باشد.

خب دوست عزیز اینم سندهای اهل سنت

———————-

متن مقاله برادر اهل سنت:

شیعه در ادامه میگوید:

ثالثاً: تشابه اسمى شده، و عمر درخواست ازدواج با ام کلثوم دختر ابوبکر را کرده بود که آن هم در ابتدا مورد موافقت قرار گرفت ولى پس از آن با مخالفت عائشه رو برگردید و انجام نشد. الأغانی ۱۶: ۱۰۳٫

رابعاً: ازدواج عمر با زنى به نام ام کلثوم ـ محقق شده، ولى او دختر جرول مادر عبیدالله بن عمر است و ربطى به دختر حضرت على(رضی الله عنه) ندارد . سیر اعلام النبلاء (تاریخ خلفاء) ۸۷٫

پاسخ اهل سنت:

اولا اغانی کتابی است ادبی،و چنگ زدن به متن آن ،و برتری دادنش بر کتب حدیث ،نشانه عقل و هوش نیست

دوما حتی این دلیل نمیشود که ام کلثوم زن حضرت علی نباشد، زیرا ابوبکر دختری بنام ام کلثوم داشته و حضرت علی هم دختری به این نام داشته است.

اینکه عجیب نیست که نام دو زن از ۸ زن حضرت عمر مشابه یکدیگر باشد و این دلیل نمیشود ما حدیث صحیح را رها کنیم ،تازه حدیث اذعان دارد که عمر هم شوهر ام کلثوم بنت علی بوده هم شوهر ام کلثوم بنت جرول و اشکالی هم ندارد که از ام کلثوم سومی خواستگاری کرده باشد.

این که چیز عجیبی نیست

حضرت محمد هم دو زن بنام زینب داشته اند ، و یک دختر ایشان هم زینب نام داشت و نوه اش هم اسمش زینب بود.

حالا آیا تشابه اسمی میتواند دلیل شود که منکر سه زینب از این ۴ زینب شویم؟

شیعه آبروی خود را برده با این دلیل آوری ….. یعنی تقصیر هم ندارد آخر با این داستانهای دروغی که درباره حضرت عمر و حضرت علی و شکستن پهلوی فاطمه توسط لگد عمر و از این حرفها گفته، حالا اگر آسمان هم زمین بیاید، نمیتواند قبول کند که علی به عمر ،دختر از بطن فاطمه را داده باشد. لذا این دلایل کودکانه چنگ میزند !

جالب است که سازندگان مذهب شیعه؛ مثلا کلینی در اصول کافی؛ جرات نکرده اند، منکر این عروسی شوند، و اقرار دارند به اینکه عمر داماد علی بود، اما شیعه امروزی گمان میکند گذر زمان پوشش خوبی برای انکار حقایق مسلم است

*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
تبلیغات شما : بازدیدروزانه
*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
لینک ثابت
تبلیغات بالای سایت

تعارض کلام و عمل جناب خلیفه

جناب طبری در مورد خواستگاری جناب عمر بن خطاب از دختر کوچک جناب ابوبکر چنین می نویسد:

طبری در تاریخ خویش زمانی که از زنان جناب عمر می نویسد چنین می نویسد:

(مداینی گوید: ام کلثوم دختر ابوبکر را نیز به زنی خواست که صغیر بود و درباره وی کس پیش عایشه فرستاد که با ام کلثوم گفت : (اختیار با تو است)

گفت: مرا با او کاری نیست

گفت: امیر مومنان را نمی خواهی؟

گفت: نه، معاشش ساده است و با زنان سختگیر است.

عایشه کس از پی عمرو بن عاص فرستاد و قصه را با وی گفت.

گفت: درست می کنم

آنگاه پیش عمر رفت و گفت: ای امیر مومنان خبری شنیده ام که خدا نکند.

عمر گفت: چیست؟

گفت: ام کلثوم دختر ابوبکر را به زنی خواسته ای؟

گفت: بله، مرا برای او نمی پسندی، یا او را برای من نمی پسندی؟

گفت: هیچکدام ولی او نو سال است و در سایه امیر مومنان با ملایمت و مدارا بزرگ شده و تو تندخویی و ما از تو میترسیم و نمی توانیم هیچ یک از خوی های تو را بگردانیم، وقتی او با تو درباره چیزی مخالفت کند با وی سختی کنی و با فرزند ابوبکر رفتاری کنی که حق تو نیست.

گفت: عایشه چه می شود من با او سخن گفته ام.

گفت: عایشه با من، و بهتر از او به تو نشان می دهم….

تاریح طبری ج۲ ص۵۶۴-دارالکتب العلمیه

جالب اینجاست همین جناب عمر بن خطاب کسی است که از ازدواج مردان میانسال و پیر با زنان جوانان منع کردند

زنی جوانی را که با پیرمردی ازدواج کرده بود و سپس شوهرش را کشته بود ، نزد عمر آوردند ، عمر گفت: ای مردم از خدا بترسید ،‌ هر مردی باید بازنی همسان خودش (هم کفو خودش ) ازدواج کند و هر زنی نیز باید با مردی ازدواج کند که همسان او هست

کنزالعمال ج۱۶ص۴۹۹- موسسه الرساله

تاریخ المدینة ج۲ ص ۷۶۹- دارالفکر قم

حال یک سوال؟

مگر خداوند در قرآن کریم چنین نفرموده است:

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (بقره۴۴)

آیا مردم را به نیکى فرمان مى‏دهید و خود را فراموش مى‏کنید با اینکه شما کتاب [خدا] را مى‏خوانید آیا [هیچ] نمى‏اندیشید

حالا یک سوال؟

چرا جناب عمر بن خطاب از امری مردم را نهی میکردند که خودشان آنرا انجام می دادند؟

نظر شما چیست؟

*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
تبلیغات شما : بازدیدروزانه
*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
لینک ثابت
تبلیغات بالای سایت

سوال:

آیا داستان ازدواج ام کلثوم بنت علی با عمر بن خطاب درست است؟


پاسخ:

جواب این سوال از دو صورت خارج نیست؟

الف: ازدواج صورت نگرفته است.

( نظریه شخصی بنده نیز همین است)

اما دلیل ما بر این ادعا:

اول: گروهی از علمای اهل سنت که این داستان را بیان کرده اند چنین نوشته اند:

ام کلثوم بعد از قتل عمر با عون بن جعفر و بعد از او با برادر او محمد بن جعفر ازدواج نمود.

از این قبیل می باشد کتبی مانند:

۱- طبقات الکبری ج۸ ص۳۳۸ فی النساء- دارالکتب العلمیه

۲- السنن الکبری ج۷ ص۷۱-دارالفکر

۳- السیره النبویه ج۴ ص۶۱۱-دارالمعرفه

۴- سیره ابن اسحاق ج۵ص۲۳۳- معهد الدراسات

۵- تاریخ مدینه دمشق ج۳ ص۱۷۹- دارالفکر

۶- البدایه و النهایه ج۵ ص۳۳۰- داراحیاء التراث العربی

۷- تاریخ الاسلام ج ۳ ص۴۵-دارالکتاب العربی

و…….

ابن سعد چنین ذکر نمود در متن خویش چنین عنوان نمود که بعد از عمر بن خطاب ام کلثوم با عون بن جعفر بن ابیطالب و بعد از او با محمد بن جعفر (فرزندان جعفر بن ابیطالب و ام عمیس) ازدواج نمود. در حالی که این دو برادر در جنگ تستر(شوشتر) به شهادت رسیدند. و این جنگ در زمان جناب عمر بن خطاب بوده است.

افرادی که ذکر کرده اند که این دو برادر در جنگ تستر به شهادت رسیده اند :

(عون بن جعفر بن ابیطالب ولد علی عهد رسول الله امه و ام اخویه عبدالله و محمد بن جعفر بن ابیطالب اسماء بنت عمیس الخثیعمه و استشهد عون و اخوه محمد بتستر( فی حرب تستر) * الاستیعاب ج۳ ص۱۲۴۷- دارالجیل/ الاصابه ج۴ ص ۱۷۹- درالکتب اللبنانیه

همچنین طبری در تاریخ خویش زمانی که از زنان جناب عمر می نویسد چنین می نویسد:

(مداینی گوید: ام کلثوم دختر ابوبکر را نیز به زنی خواست که صغیر بود و درباره وی کس پیش عایشه فرستاد که با ام کلثوم گفت : (اختیار با تو است)

گفت: مرا با او کاری نیست

گفت: امیر مومنان را نمی خواهی؟

گفت: نه، معاشش ساده است و با زنان سختگیر است.

عایشه کس از پی عمرو بن عاص فرستاد و قصه را با وی گفت.

گفت: درست می کنم

آنگاه پیش عمر رفت و گفت: ای امیر مومنان خبری شنیده ام که خدا نکند.

عمر گفت: چیست؟

گفت: ام کلثوم دختر ابوبکر را به زنی خواسته ای؟

گفت: بله، مرا برای او نمی پسندی، یا او را برای من نمی پسندی؟

گفت: هیچکدام ولی او نو سال است و در سایه امیر مومنان با ملایمت و مدارا بزرگ شده و تو تندخویی و ما از تو میترسیم و نمی توانیم هیچیک از خوی های تو را بگردانیم، وقتی او با تو درباره چیزی مخالفت کند با وی سختی کنی و با فرزند ابوبکر رفتاری کنی که حق تو نیست.

گفت: عایشه چه می شود من با او سخن گفته ام.

گفت: عایشه با من، و بهتر از او به تو نشان می دهم: ام کلثوم دختر علی بن ابیطالب که به وسیله او با پیمبر خدا خویشاوند شوی.

اما در ادامه ام کلثوم بنت علی را جزو زنان عمر نمی شمارد و این بحث را با کلام مداینی تمام می نماید.

مداینی گوید: ام امان دختر عتبه بن ربیعه را نیز به زنی خواست که او را نپسندید و گفت: درش را می بندد، خیرش به کسی نمی رسد و عبوس می آید و عبوس می رود.

و نامی از ام کلثوم بنت علی به عنوان همسر عمر در این بحث دیده نمی شود.

منابع:

تاریح طبری ج۲ ص۵۶۴-دارالکتب العلمیه

تاریخ طبری ج۵ ص۲۵۳۴-انتشارات بنیاد فرهنگ ایران

 

ثانی: ازدواج صورت گرفته است

گروهی از علمای شیعه می گویند ازدواج صورت گرفته است. اما داستان را چنین بیان می کنند:

۱-     ازدواج با تهدید:

از برخی روایات استفاده می‏شود که خواستگاری با تهدید و ارعاب بوده است.
کلینی از امام صادق(ع) در مورد ازدواج امّ‏کلثوم نقل می‏کند که حضرت فرمود: «وی زنی از زنان ما بود که غاصبانه به ازدواج دیگری درآمد… .»

((کافی، ج ۵، ص ۴۳۶٫))
شیخ مفید(ره) می‏فرماید: «امیرالمؤمنین(ع) به دلیل تهدید عمر و در امان نبودن جان خود و شیعیانش، از روی ضرورت، و ناچاری تن به این امر داد و همان‏گونه که در جای خود گفته‏ایم، ضرورت اظهار کلمه کفر را مشروع می‏کند؛ خداوند متعال می‏فرماید: (اِلاّ مَنْ اُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالاْیِمانِ.)

((مسائل سرویه، ص ۹۲))
ابن سعد نقل می‏کند که علی(ع) در جواب خواستگاری عمر فرمود: او دختری کوچک است. عمر در جواب گفت: به خدا سوگند تو حقّ نداری که مرا از این کار منع کنی و من می‏دانم که چرا او ار به نکاحم درنمی‏‏آوری… .

((طبقات ابن سعد، ج ۸، ص ۴۶۴))
ابن المغازلی نیز از عمر بن خطاب نقل می‏کند که گفت: به خدا سوگند! مرا چیزی بر اصرار این خواستگاری وادار نکرد، مگر آن که از رسول خدا شنیدم… .

((مناقب امام علی(ع)، ص ۱۱۰٫))
از این حدیث استفاده می‏شود حضرت بنا به اصرار زیاد تن به این درخواست داد.

۲-     ام‏کلثوم دختر جرول

برخی از مورخان مادر زید بن عمربن خطاب را امّ‏کلثوم دختر جرول دانسته‏اند، لذا ممکن است تشابه اسمی باعث شده باشد که آن را به دختر امیرالمؤمنین(ع) نسبت دهند.
طبری می‏گوید: مادرِ زید اصغر و عبیدالله که در جنگ صفین همراه معاویه کشته شدند، امّ‏کلثوم دختر جرول بوده است که اسلام بین او و عمر جدایی انداخت.»

((تاریخ طبری، ج ۳، ص ۲۶۹؛ کامل ابن اثیر، ج ۳، ص ۲۸٫))
اغلب مورخان موضوع ازدواج امّ‏کلثوم، دختر جرول را با عمر بن خطاب در جاهلیّت نقل کرده‏اند.

((الاعصابة، ج ۴، ص ۴۹۱؛ صفة الصفوة، ص ۱۱۶ و تاریخ المدینة المنورة، ج ۲، ص ۶۵۹٫))

۳-     امّ‏کلثوم از غیر زهرا(ع)

اهل سنت اصرار زیادی دارند که عمر از امّ‏کلثوم دختر علی و فاطمه(ع)، خواستگاری کرده است؛ تا این‏که برای او سببی به رسول خدا(ص) بیابند، در حالی که از برخی تواریخ استفاده می‏شود که حضرت علی(ع) دختری دیگر به نام «امّ‏کلثوم» از غیر حضرت زهرا(ع) داشته است: برخی از مورخان در این‏باره می‏گویند: «علی(ع) دو دختر به نام زینب صغری و امّ‏کلثوم صغری داشته که هر دوی آنها از امّ‏ولد بوده‏اند.»

((تاریخ موالید الائمه، ص ۱۶؛ نورالابصار، ص ۱۰۳ و نهایة الارب، ج ۲۰، ص ۲۲۳))
ابن قتیبه نیز ام‏کلثوم را دختر امام علی(ع) دانسته و می‏گوید: مادر او امّ‏ولد و کنیز بوده است.

((. ابن قتیبه، المعارف، ص ۱۸۵))
طریحی نیز می‏گوید: «امّ‏کلثوم زینب صغری دختر امیرالمؤمنین(ع) است که با برادرش حسین(ع) در کربلا بود. مشهور بین اصحاب آن است که عمر بن خطاب او را به زور به نکاح خود درآورد. همان‏گونه که سید مرتضی در رساله‏ای بر آن اصرار دارد و قول صحیح‏تر را ـ به جهت روایات مستفیضه ـ همین می‏داند.»
((اعیان الشیعه، ج ۱۳، ص ۱۲ (به نقل از طریحی).))

حال دوستان اهل سنت هر کدام را دوست دارند بپذیرند.

*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
تبلیغات شما : بازدیدروزانه
*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
لینک ثابت
تبلیغات بالای سایت

ما قبلا در سایت بحث ازدواج عمر بن خطاب و ام کلثوم را قبلا به طور کامل در سایت مطرح کرده ایم. ولی امروز قصد دارم روایتی را نشان دهم که شاید جالب باشد

روایت اول:

از محمد بن علی روایت شده است که عمر امّ‌کلثوم را از علی  بن ابیطالب خواستگارى کرد، امام خردسال بودن او را یادآورى کرد. امام علی علیه السلام فرمود: من امّ‌کلثوم را به نزد تو مى‌فرستم، اگر خوشت آمد، او را به همسرى خود انتخاب کن. علی بن ابیطالب امّ‌کلثوم را نزد عمر فرستاد، عمر ساق پاى امّ‌کلثوم را برهنه کرد! امّ‌کلثوم فرمود: اگر خلیفه نبودى چشمت را کور مى‌کردم!

أَنَّ عُمَرَ خَطَبَ إلَى عَلِیٍّ ابْنَتَهُ أُمَّ کُلْثُومٍ فذکر له صِغَرَهَا فقال أَبْعَثُ بها إلَیْک فَإِنْ رَضِیت فَهِیَ امْرَأَتُک فَأَرْسَلَ بها إلَیْهِ فَکَشَفَ عن سَاقِهَا فقالت لَوْلَا أَنَّک أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ لَصَکَکْت عَیْنَک وَهَذَا یُشْکَلُ على من قال إنَّهُ لَا یَنْظُرُ غیر الْوَجْهِ وَالْکَفَّیْنِ

الشرح الکبیر – عبد الرحمن بن قدامه – ج ۷ – ص ۳۴۳- دار الکتاب العربی

نیل الأوطار – الشوکانی – ج ۶ – ص ۲۴۰- دار الجیل

فقه السنة – الشیخ سید سابق – ج ۲ – ص ۲۹- دار الکتاب العربی

المصنف – عبد الرزاق الصنعانی – ج ۶ – ص ۱۶۳- منشورات المجلس العلمی

الاستیعاب – ابن عبد البر – ج ۴ – ص ۱۹۵۵- دار الجیل

الإصابة – ابن حجر – ج ۸ – ص ۴۶۵- دار الکتب العلمیة

روایت دوم:

جالب اینجاست قضیه به اینجا ختم نمی شود و ماجرا ادامه دارد:

عمر به علی گفت: امّ‌کلثوم را به همسرى من در بیاور، من مى‌خواهم به وسیله این ازدواج به کرامتى برسم که احدى نرسیده است. امام گفت: من او را نزد تو مى‌فرستم، اگر رضایتش را جلب کردى، او را به عقدت درمى‌آورم ـ گر چه امّ‌کلثوم به خاطر خردسال بودن بهانه ‌آورد ـ  علی بن ابیطالب امّ‌کلثوم را به همراه پارچه‌اى نزد عمر فرستاد و به او گفت: از جانب من به عمر بگو، این پارچه‌اى است که به تو گفته بودم، امّ‌کلثوم نیز سخن امام را به عمر رساند. عمر گفت: به پدرت از جانب من بگو، من راضى شدم خدا از تو راضى باشد. سپس عمر دستش را بر ساق امّ‌کلثوم نهاد و آن را برهنه کرد. امّ‌کلثوم گفت: چرا چنین مى‌کنى؟ اگر خلیفه نبودى، دماغت را مى‌شکستم. سپس نزد پدرش رفت و او را از عمل عمر خبردار کرد و گفت: مرا به نزد پیر مرد بدى فرستادى

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۱۹ – ص ۴۸۳- دار الفکر

تاریخ الإسلام – الذهبی – ج ۴ – ص ۱۳۸- دارالکتاب العربی

الوافی بالوفیات – الصفدی – ج ۲۴ – ص ۲۷۲- دار إحیاء التراث

عزیزان اهل سنت چند لحظه با من باشید:

شما همیشه می گویید. شیعه علی بن ابیطالب را بی غیرت جلو می دهد. به راستی کدام بیشتر به علی بن ابیطالب توهین هست؟ اینکه علی دخترش را نزد عمر بفرستد تا عمر او را برنداز کند. بی غیرت نشان دادن علی بن ابیطالب نیست؟

عمر بن خطاب مگر خلیفه مسلمین نیست؟ مگر نمی دانست در اسلام دست زدن به نامحرم حرام است؟

آیا بازهم می گویید این داستان صحیح هست؟

*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
تبلیغات شما : بازدیدروزانه
*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
لینک ثابت
تبلیغات بالای سایت
*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
تبلیغات شما : بازدیدروزانه
*********با سفارش تبلیغات حامی ما شوید*********
لینک ثابت
ادامه مطالب این بخش
     
صفحات اصلی آرشیو شده

سایت خدماتی بیست تولزابزار تبادل لینک اتوماتیک


تمامي حقوق مادي و معنوي " سامانه ارسال پیامک اس ام اس انبوه گهرsms " متعلق به " خادم الحسین(ع)مهندس محمد کاشانی گهر " مي باشد و استفاده از آن باذکر منبع بلا مانع است!
ویرایش قـالـب: مهندس محمد كاشانی گهر